سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
 
امروز: چهارشنبه 100 اردیبهشت 22

چرخ شنید ناله ام گفت منال سعدیا
کاه تو تیره می کند آینه ی جمال من

پیر شده ام ...
نه شوخی نمی کنم ، به راستی پیر شده ام . آنقدر پیر شده ام که گمان می کنم خطوط چهره ام از دست شمارش به دور افتاده اند . دست هایم پینه بسته اند . حتی هنگامی که مضراب های سنتور را بر تارهای زرد و سفیدش می نوازم ، به خوبی گلایه های سیم ها را می شنوم که : هی جوان ، سخت و زمخت می زنی ، زجه ی ما را نوازشی کافیست . اما چه کنم ؟ دست هایم سنگین شده اند درست همانند قلمم . اما چه کنم ؟ که مضراب ها از دستم فرار می کنند ، همانگونه که کاغذها ...
پیر شده ام ، نه به قامت مردان صد ساله که به درازنای عمر نوح . خطوط چهره ام شاید ، جای میله های قفس باشد ، ضرب در تمام ثانیه های عمرم .
جوانیم را اما ارزان به دست نیاورده بودم که اینگونه عجولانه و ناصبورانه از من گرفتند . مادر می گوید : (( سکوت کرده ای ... می ترسم صدایت را فراموش کنم . ))
می گویم : (( ساکت کرده اندمان ... اما مبادا صدایم را فراموش کنی که اگر تو هم فراموشش کنی ، دیگر چه کسی به یادش خواهد آورد ؟ ))
دلم برای خودم می سوزد . صادقانه بگویم تاسف می خورم که چرا ... می فهمم . کاش سرخوش بودم به بازی مزخرف روزگار . کاش چیزی و جایی بود که می توانستم حتی برای یک لحظه هم که شده پاک کنم این ذهن نفرین شده را از هر چه طلسم بدشگون این چرخ است .
آنچنان همه جا را آلودگی این شهر در بر گرفته که دیگر تفاوتی بین پرهای زیبای طوطیان و پرهای سیاه زاغان نمانده است . برف هم خاکستری شده است . و تنها چیزی که برق می زند ، سنگهای مرمر سفید گورستان هاست که بی روح می درخشند .
پیر شده ام . نه تنها چهره ام که تمام زوایای قلبم شکسته شده اند .
مانده ام این جاده ی تنهایی را با کدام امید باید به انتها برسانم . با کدام روزنه ای از روشنایی شمعی نیم سوز ؟
مادر می گوید : (( گرفته ای ... شور و حال جوانیت کو ؟ ))
کدام شور و حال ؟ کدام جوانی مادرم ؟  

................................................................................

پ . ن : عکس از محسن ابراهیمی .

پ . ن 2 : احساس می کنم قلمم رو به تکرار رفته و به طبع رو به زوال . احتمالا چند وقتی چیزی ننویسم .

پ . ن آخر : این متن بعد از کامنتی که برای مسیح علی نژاد نوشتم به ذهنم اومد و نوشتم


 نوشته شده توسط طه ولی زاده در دوشنبه 86/11/22 و ساعت 1:18 صبح | نظرات دیگران()
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
درباره خودم

نوای زمستان
طه ولی زاده
از زبان یک دانشجوی جامعه شناسی علامه طباطبایی خواهید خواند فردی که کورسو امیدی به آینده دارد : ...

آمار وبلاگ
بازدید امروز: 61
بازدید دیروز: 81
مجموع بازدیدها: 229081
جستجو در صفحه

لوگوی دوستان
خبر نامه
 
وضیعت من در یاهو
موسیقی وبلاگ من